استاد عبدالله شرفی

در دوران راهنمایی و نظری (متوسطه) طعم تلخ کرایه نشینی  را چشیده و جهت امرار معاش دو سه سالی در آجرپزی به خشت زنی مشغول شدم و این خود با باعث شد عملا با الام و دردهای قشر زحمتکش جامعه آشنا شوم .

در همان دوران ابتدایی علاقه ی وافری به نماز خواندن داشته  و از رفتن به  مسجد بسیار لذت می بردم .

رو خوانی قران مجید را نزد مرحوم ماموستا سید عبدالقادر قریشی و استاد محمد حلبی ساز فراگرفتم.

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران مردم از جمود و خفقان فکری نجات یافته و هر کسی در راستای فکر و عقیده ی مورد علاقه اش سعی و تلاش می نمود، اغلب جوانان به سوی ملی گرایی با رویکردی مارکیستی تمایل پیدا می کردند ولی با تلاش بلوک شرق و به  بم بست  رسیدن ایدولوژی کمونیستی کم کم دموکراسی تکثر گرایی وارد میدان شده و رویکرد سکولار پیدا کردند.

 در سالهای 59 خورشیدی به بعد دوران شکوفایی فکری بوده زیرا جامعه از جهان بینی رهایی یافته رویکردی به سوی افکار و اندیشه پیدا نمود.

و با کمال تاسف اغلب روحانیون منطقه تفکر سنتی از اسلام داشته، خواسته و ناخواسته به سوی این طرف و آن طرف کشانده می شدند و این برای من مذهبی خیلی دردناک بود.

و گاه گاهی با علاقه ی اقبال لاهوری که می فرمود :

 

  شبی پیش خدا بگریستم زار              

                                مسلمانان چرا خوارند و زارند

 

می نالیدم و همنوایی میکردم و از خداوند رحمان و رحیم می خواستم به دل شکسته ام رحم کند که پناهی جر رب فلق وجود ندارد.این بود تصمیم گرفتم مطالعه ی بیشتری داشته باشم و در این راه تعصب و جانبداری کنار بگذارم.بر این اساس به مطالعه ی مکاتب پرداخته، مخصوصا مطالعه ی بیشتری در زمینه ی شناخت اندیشه ی مار کیستی داشتم.

و از کتاب های مرحوم استاد شهید دکتر علی شریعتی  استفاده می کردم و کم کم به اثار و مولفات اندیشمندان اسلام دسترسی پیدا نمودم و مطالبی در زمینه ی اسلام شناسی و انسان شناسی  با سبک دکتر شریعتی نوشتم . و بعد از اخذ دیپلم، طلبگی را شروع نمودم ،درس مقدماتی را نزد استاد عبدالقادر قریشی و متوسطه (مستعدی) نزد استاد ابوبکر محمد کریمی(نصیری) و دروس پایانی را نزد ماموستا ملا عبدالله سرخابی گذراندم.

والسلام

عبدالله شرفی

مورخ: 22/6/89 خورشیدی

منبع : وبلاگ هیوا

 

/ 15 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک منتقد

رفتم رو امکانات جانبی نظر بدم نشد اینجا میگم: سایت همکتاب malware داره. لطفا اقدام کنید

انتقاد

یه منتقد مینویسد: با سلام. اولا: زندگی نامه را برای افرادی نظیر استیو جابز، بیل گیتس، دکتر حسابی، فردوسی خردمند و... افرادی از این دسته می نویسند نه برای ملا حه ولا دوما: ما نفهمیدیم که این نوشته زندگی نامه بود یا کتاب بررسی ایدئولوژی های حاکم و علل رشد یا رکود آنها سوما: دکتر علی شریعتی یک شیعه ی افراطی بودند و عملا تعصب زیاد و به عبارتی بیماری فلج فکر داشتند و اگر فردی دیگر را به عنوان اسوه انتخاب میکردند بهتر بود. چهارما: شما به دلیل علاقه ی شخصی ملا نشدید به خاطر سربازی بود!! نمازتان هم تاکتیکی است!! هدف دارید که نماز می خوانید... پنجم: شما هنوز نمی دانید که باید در خدمت دین بود یا دین باید در خدمت انسان باشد ششم: شما به جای موعظه بروید و ارث پدریتان را بین خواهر و برادرانتان تقسیم کنید. و جواب سوالی که اقبال بی اقبال و البته خود شریفتان به آن نرسیده اید را من می گویم: مسلمانان به دلیل مفتخر بودن به وجود روحانیون آزاد اندیش و مستقلی مثل شما خوارند. با تشکر از آقای لله اما حتما انتقادات بنده به گوش ایشان برسد و من الله توفیق جناب ماموستا... انتقادتان کاملا به جا و عالی بود . که شاید ایشان بتوانند جواب

یک منتقد

در جواب به دوست پاسخ گو باید عرض کنم میدانم کجایتان درد گرفته است. من که با شما نبودم. البته که میدانم دست خودتان هم نیست که جواب ندهید خوب میدونم کی رو مخاطب قرار دادم و باکی هم نیست. اگر من در سوالات خودم موندم کفر شما در نمی اومد و خدا رو شاکرم که شما کور ذهن هستید و از منان استدعا دارم همین طور باقی بمونید. دلبندم من که نگفتم شما کپی رایت رو نقض کردید من میگم زندگی نامه افراد مهم باید نگاشته و منتشر بشه. این افراط، افراط، افراط، افراطی که 40 ساله دامن گیره این جماعت شده باید عرض کنم که افراط نیست. رئالیسمه. خوب است یاد بگیرید. از کجا معلوم که دکتر هدایت یافته بودند. اگر هم هدایت یافته بودند از کجا معلوم که مقبول حق بودند؟ منطقی باشید و در ضمن ممالک اسلامی به دلیل انتقاد پذیر نبودن است که جایی در جهان پیشرفته ی کنونی ندارند. ببینید که شما چطور واکنش نشان داده اید... اگر شما درونتان را مورد واکاوی قرار میدادید و به این مهم میرسیدید که شما در یک کشور فارسی زبان زندگی میکردید نه یک کشور عربی ، پارسی حال میکردید و بجای رابعا و خامسا و... عبارات و واژگان فارسی رو مورد استفاده قرار می دادید. کامپیوترتان را بفر

منصور-ر

سلام کاک شهاب به ریز دستت درد نکنه برای وبلاگ خوبت. امیدوارم در سایه الطاف الهی موفق باشی. برای بهتر شدن وضعیت وبلاگ و سهولت استفاده میخوام یه پیشنهاد بدم و اگه صلاح دونستید به انجامش می ارزه. شما لینک زدید مثلا عاشقانه، شعر و ... اما در پایان جایی برای نوشتن و ارسال متن های جدید نگذاشته اید. و اگر در قسمت نظرات، متن ها را وارد کنیم با مشکل تعداد کاراکتر مواجهیم و شاید هم در معرض دید همه نباشد (البته بعد از بررسی های شما و تایید آن). اگر قسمتی را برای این مهم اختصاص دهید متشکر می شوم. در ضمن بنده عکسهای زیبایی را از اگریقاش تهیه کرده ام و متاسفانه بدون لینک آپلود قابل استفاده برای همه نخواهد بود. با احترامات فائقه منصور-ر

انتقاد

هه هه، افرط ،هههههه عزیزم اونای دیگه رو ول کن جواب این منتقد رو در مورد استاد ! ملا عبدالله بده . من به نوشته های دیگش کاری ندارم چون بحثی جدا گانست. همیییییییییییییییییییییونجوری یه جواب ازجیبت در نیار تحویل این اقای محتر م نده جوابشو در مورد ملا عبدالله نه ببخشید استاااااد ماموستااااااا عبد الله بدید. زود به جوش میایی اقا شهاب اروم و ارومتر و حکیمانه، شاید قانع شدیم .

یک منتقد

ممنون از ( انتقاد )

انتقاد

اقای (یک انتقاد)اینا هی تفره میرن، ولشون کن . بزار ببینیم با این استااااااد ملا عبد الله به کجا میرسن !

ملا محمود

با سلام. یه سوال: تا حالا کی دیده یه نفر بیاد و برای خودش زندگی نامه بنویسه و اونم در زمان حیاتش. این که زندگی نامه نیست...بهتر بود مینوشتید بیوگرافی یا یه چیزی مثل این...

یک منتقد

والا منم ندیدم یکی در زمان حیاتش زندگی نامه خودشو بنویسه. تازه اگر هم بنویسه به قول شما زندگی نامه نمیشه!! اینا با به نفهمی زدن خودشون به اینجا رسیدن. انتظاری غیر از این نباید داشت. منتقدان زیادند اما میدانند که (شمع از زبان سوخته است)

انتقاد

یک منتقد جون اینا زیاد تفره میرن خودشون هم ملا حولاااااااااااااااااا رو بهتر از من شما میشناسن با اون سابقه افتضاحشون .