هخامنشیان وارثان مدیا و دست آوردهایشان نه بنیانگذار امپراطوری و اولین امپراطوری ایران
از آنجا که علاقمند به تاریخ گذشته و باستان هستم خصوصا تاریخ ایران به سایتها و وبلاگهای زیادی سر می زنم و مطالبشون را مطالعه می کنم. اما چیزی هست که به جشم نمی آید و برای من جالبه، البته تاسف آور!


در همه مقالات تاریخ رسمی و امپراطوری ایران را از پارسا و کوروش شروع می کنند و همه دست آوردها و اقدامات بزرگ را از محصلات ایشان میدانند. در حالی که متاسفانه یا به دلیل آگاهی نادرست یا به صورتی متعصبانه به قضایا می نگرند؛ در حالی که این درست نیست و تاریخ گذشته ای است غبارزده و غیر قابل تغییر است، هرکس باید به دور از تعصب و افکار شخصی وقایع و اطلاعات بدست آمده را منتشر کند. اما عملا من خلاف واقع را می بینم. خصوصا در آغاز تحولی نوین در ایران و دوره تغییر قبایل آریایی از حالت پراکندگی و عدم اتحادی منسجم و روابطی بر مبنای اصول استوار، به عصر شهر نشینی کلان و تمدن که فرماندهی را از شیوه سنتی به نوین بوده.
 بله دوران شورش و حس وطن پرستی و دلسوزی قومی و نژادی در میان آریایی ها، دوره مادها ،انقلابی که غرب به آن نرسیده بود!
مادها که از نامشان پیداست در آن زمان مدیا خوانده می شدند و به معنی مرکز قوم آریایی شناخته می شدند و تصمیمات نهایی و اصلی را آنان می گرفتند نه پارسا. به طوری که لغت مدیا همراه معنی اصلیش در زبان انگلیسی تا به امروز ماندگار شد و  حتی رادیو و تلویزیون با نام مدیا یعنی مرکز و ستون اصلی تعبیر می شود. و پارسها پرشین یا با نام صحیح  پرژین خوانده می شدند، که معنی آن به زبان مادی و کوردها یعنی حصار و دیوار بدنه آریایی؛ پرزنها یا همان پارسها در تصمیمات نژاد آریا در درجه دوم بودند. و قومی که در درجه سوم از نطر اهمیت و اقتدار نژادی قرار داشت پارتها بودند که معنی آن به مادی یا کوردی همان پرت یا دور افتاده را می دهد و آن ها از نظر نفوذ در مرتبه سوم بودند.
با این مقدمه، درمی یابیم این مادها بودند که تصمیم گرفتند که اتحادیه ای رسمی در زیر پرچمی واحد اولین امپراطوری را در سرزمین ایران علم کنند و دیگر اقوام خصوصا پارسها و پارتها به این اتحاد پیوستند. و فتوحات بسیاری بدست آوردند و از جیحون و بخارای کنونی تا لیدیا و جولان کنونی یا همان جولان سوریه یا گولان ( یعنی دشت گلستان ) تا نزدیکی کصر و در جنوب با سرزمین متحد قویش ایلام تا شبه جزیره عبستان امتداد یافت .این سرزمین تا زمان آخرین پادشاهی که در خوشگزرانی و رفاه بسر می برد، توسط عده ای از سران بزرگ ماد و کوروش از دو تیره ماد و پارس بود براندازی شد؛ او تمام امپراطوری و زمام امور را بدست گرفت. و حتی اسم امپراطوری پارس- ماد خوانده می شد، چون مادها همان نفوذ و قدرت قبل را داشتند و در تصمیمات مهم امپراطوری نقش اول را بازی می کردند، اما موازنه قدرت مادها به سود پارسها تغییر کرده بود.
کوروش که امپراطوری را با زیر سلطه درآوردن ایالات مستقل و هم پیمان، و خوابانیدن اقوامی که سرکشی نموده بودن دوباره امپراطوری را برای خویش تضمین نمود و با این کار قدرت بلا منازع امپراطور شد و دیگر ایلات مستقل کاملا تابع شدن، ایشان لقب کبیر را گرفتند. اما وی همچنان اقوام را آزاد در امور داخلی گذاشتند منتها با نظارت دولت مرکزی. تدبیر دوم وی این بود که اگر جای را تصرف می کرد و یا بازپس می گرفت به مقدصات و امور مذهبی آنان توهین نمی کرد و آنان را در دین آزاد و مختار می نمود.
   اما درباره هنر و معماری مادها؛ بعد از یک براندازی و جانشینی ( تغییر امپراطور) به نظر شما همه قصر و وسایل و افراد خدم و حشم آن با خاک یکسان می شد؟ !!! مسلما نه ، آن هم به دلایلی که در زیر اشاره می شود:
1- اگر کوروش این گونه عمل می کرد، کل امپراطوری مادها از هم می پاشید و وی باید دوباره همه این سرزمینها و اقوام و مردمانش را متحد می ساخت که به طور حتم عمرش کفاف نمی کرد و لقب کبیر  بودن را نمی گرفت.
2- به فرض اگر کوروش کودتا و شورشی مستقل از مادها و فقط با پشتوانه پارسها می کرد مطمئنا توفیق نمی یافت؛ و با فرض توفیق درآن زمان همه دربار و قصر را باید به آتش می کشید که در تاریخ حتی اشاره ای ضعیف به این اقدام نشده.
3- باز جای سوال دارد که چرا وی اگر تمام تعلقات مادها اعم از قصر و هنر و لوازم رزمی و آداب آنان را از بین می برد، چرا نام آن ها را در امپراطوری با اسم پارس –ماد ادغام نمود ! و اگر چنین بود حتما چنین واقعه ای در تاریخ ثبت می شد.
پس کوروش کبیر انسانی منطقی بود و لیاقت خود را به بزرگان پارس و ماد نشان داد تا بتواند پا را بر جاپای سلاطین قبلی با همان ابهت بگذارد.
پس لطفا تعصبی برخورد نکنید و مسائل را تحریف وار در اختیار خوانندگان نگذارید، چون همان قدر که هخامنشان در ساختن تاریخ ایران باستان نقش ایفا کردند، مادها دوچندان کردن و همانا آنان شالوده و پی این امپراطوری و تمدن را بنا نهادند.هخامنشیان وارثان اولین امپراطری مدیا و دست آوردهایشان بودند نه بنیانگذار اولین امپراطوری ایران و در حفظ و گسترش با همان درایت آن را پایدار ساختند.
حقیقت شاید خوشآیند نباشد ولی قابل درک است و انسان همزیستی را می پسندد نه دیگرخوری را.