خیلی جالبه امیدوارم که در سایت قرارش بدین!!
حلقه
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه ی زر
راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است بر
راز این حلقه که در چهره ی او این همه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت حلقه ی خوشبختی است حلقه ی زندگی است
همه گفتند مبارک باشد دخترک گفت
دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد
سا لها رفت و شبی
زن افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر دید در نقش فروزنده ی او
روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته، هدر
زن پریشان شد و نالید که وای، وای
این حلقه که در چهره ی او بازهم تابش و رخشندگی است
حلقه ی بردگی و بندگی است !!!!

ممنون از شما عزیزان که برای ما این نوشته های زیبارو میفرستید،خوشحال میشیم مطالب شمارو با اسم خودتون در وبلاگ قرار بدیم.