یادتونه یکی از دوستامون این نظررو واسه ما فرستاده بود؟

در تاریخسه شنبه 14 تیر 1390

"کسی که از دیدن جدول های پر از لجن و تعفن روستا رنج می برد.با سلام و درود به تمامی خدمتگزارانی که بی منت و صادقانه ، تنها برای رضایت خدا و تعصب به آب و خاک خود خدمت نموده و از آرامش وجدان خود خشنود می باشند .روستای اگریقاش با موقعیت و آوازه ای که دارد لایق خدمتگزاری  و منزلت بیشتری می باشد که متاسفانه در شرایط فعلی نشانی از آن به چشم نمی خورد . در هر گوشه ای از آن که نظر بیفکنی کاستی های فراوانی دل هر شهروند ی را ریش می کند ، گویی در این قحط الرجال روستا همگی به خواب عمیقی فرو رفته باشند . جدول های پر از لجن و تعفن روستا ، کوچه های پر از چاله و چوله ، مدرسه کلنگی و مخروبه اش ، دبیرستان جدید الحداث آن ( یا به قولی انبار علوفه ) ، حاشیه رودخانه باآنهمه جذبه و زیبائیش اکنون به تلی از زباله و دود ناشی از سوختن آن تبدیل گشته و بدا به حال کسان که در آن حوالی زیست می کنند و صدها درد وافسوس دیگر که هر رهگذری با دیدن آنها متاثر می گردد ، اعتقاد بر اینست که این وضعیت دردناک و نامطلوب در شان این روستای 700 خانواری نمی باشد . "

 

اما الان شکر خدا وبا تلاش مسئولان روستا بسیاری از این مشکلات رفع شده اند و اندکی هم هنوز باقی مانده اند!!! به امید روزهای بهتر برای اگریقاش عزیز